جی هائو: در بازار رمزنگاری – نرخ برش ، کاهش کمی ، قطع کننده مدار و آینده

در این هفته ، فدرال رزرو دامنه هدف نرخ بهره معیار فدرال را به 0-0.25٪ کاهش داد و یک برنامه تسهیل کمی کمی 700 میلیارد دلاری را آغاز کرد. با این حال ، بازار این روند منفی را تجربه کرد و در سقوط شاخص آتی سهام ایالات متحده قرار گرفت. همین امر در بازار بیت کوین نیز اتفاق افتاد ، جایی که قیمت BTC پس از افزایش مختصر ، تمام سودها را کنار گذاشت. دلیل اینکه فدرال رزرو 10 سال بعد دوباره QE را راه اندازی می کند چیست؟ این چه تاثیری بر ارزهای رمزپایه ، صنعت بلاکچین و به طور کلی اقتصاد دیجیتال خواهد داشت؟ آیا برای بازار رمزنگاری امکان ایجاد یک قطع کننده مدار برای محافظت در برابر فروش وحشت وجود دارد؟?

ضرورت تسهیل کمی

در حالی که بسیاری تعجب کردند که بانک فدرال به طور ناگهانی تصمیم به راه اندازی QE گرفت ، اما من اصلا تعجب نمی کنم. انجام چنین کاری برای بانک مرکزی امری اجتناب ناپذیر است. چرا؟ از آنجا که دولت ایالات متحده اساساً ابزارهای متعارف سیاست پولی را برای مقابله با بحران نقدینگی تمام کرده است – آنها از قبل نرخ بهره را کاهش داده اند.

فدرال رزرو معمولاً برای تزریق نقدینگی به بازار هنگام مواجه شدن با بحران مالی یا اقتصادی ، نرخ صندوق ذخیره فدرال را کاهش می دهد. هفته گذشته ، آنها نرخ بهره را به طور مستقیم 50 واحد پایه کاهش دادند و آن را در سطح پایین 1.25٪ حفظ کردند ، اما هنوز هم نتوانست بحران نقدینگی را حل کند و ادامه روند نزولی در بازار ایالات متحده.

نرخ بهره معیار فدرال فقط می تواند به صفر برسد و برای نرخ بهره کنونی آن که 1.25٪ است ، به سختی جا برای کاهش بیشتر بود. اگر نرخ بهره بسیار پایین (نرخ بهره صفر) هنوز نمی تواند به کاهش نقدینگی بازار کمک کند ، فدرال رزرو چاره ای جز جستجوی سیاست پولی غیرمتعارف با شروع تخفیف کمی نخواهد داشت.

تفاوت بین کاهش نرخ و کاهش کمی چیست؟ کاهش نرخ به معنای کاهش هزینه وجوه و تزریق نقدینگی به بازار با تنظیم هزینه های استقراض در بازار است. در حالی که تخفیف کمی ، مبلغ صندوق بازار را برای تزریق نقدینگی به بانکها از طریق خرید مداوم تعداد زیادی اوراق قرضه دولتی افزایش می دهد ، و بانکها را مجبور می کند که علی رغم نرخ بهره صفر ، پول بدهند و بنابراین نقدینگی بازار را افزایش می دهد. به همین ترتیب ، تخفیف کمی به عنوان یک راه حل غیرمتعارف برای حفظ نقدینگی بازار هنگام کاهش نرخ بهره در نظر گرفته می شود.

چرا QE منجر به سقوط بازار شد?

از آنجا که نرخ بهره صفر و سیاست تخفیف کمی ، هر دو هدف تزریق نقدینگی به بازار هستند ، پس چرا بازار آتی سهام آمریکا سقوط کرد؟ تأثیرات آنها بر ارزهای رمزپایه در آینده چیست?

میلتون فریدمن یک بار گفت که دستیابی به اثرات مطلوب برای سیاست های اختیاری دشوار است و گاهی ممکن است نتیجه معکوس نیز داشته باشد. مقیاس تسهیل پولی این بار بسیار فراتر از انتظارات بازار بوده است ، آنها نه تنها دامنه نرخ بهره را تقریبا به صفر رساندند ، بلکه تسهیل کمی را نیز مستقیماً آغاز کردند. بانک فدرال واقعاً این بار از نظر سیاست های پولی متعارف تمام کار خود را انجام داد. اگر در آینده بحران مالی دیگری وجود داشته باشد ، بانک فدرال تنها کارت QE را در آستین خود دارد.

از همه مهمتر ، چنین حرکتی سیگنال منفی نیز به بازار می دهد – اگر بحران جدی مالی نبود ، چرا بانک فدرال چنین مقیاس گسترده ای از راه حل را اجرا کرد؟ آنچه فدرال رزرو واقعاً نشان داد كه آنها نسبت به چشم انداز اقتصادي بدبين هستند ، كه نگراني هاي بازار را برانگيخت و منجر به سقوط.

QE چه تاثیری بر بازار رمزنگاری دارد?

بنابراین ، این چگونه بر بازار رمزنگاری تأثیر می گذارد؟ از نظر تئوری ، سیاست پولی سست فدرال رزرو باعث می شود که قیمت بیت کوین در میان مدت و بلند مدت افزایش یابد. در حال حاضر ، می توان انتظار داشت که از دو طریق بر رمزها تأثیر بگذارد:

1. سیاست پولی شل → افزایش اعتبار بانکی → افزایش نقدینگی increased بخشی از سرمایه افزایش یافته به بازار رمزنگاری منتقل می شود و قیمت های رمزنگاری را افزایش می دهد

2. سیاست پولی شل → نرخ بهره بازار افت می کند → بازده دارایی های دلار کاهش می یابد → وجوه از بازار دلار خارج می شود و دلار کاهش می یابد → برخی از وجوه به بازار رمزنگاری ها سرازیر می شود و قیمت های رمزنگاری را افزایش می دهد


توجه داشته باشید که دو انتظار فوق اکثراً نظری هستند. هنوز مطمئن نیستیم که آیا نرخ بهره و قیمت بیت کوین با هم ارتباط دارند یا خیر. از آنجا که ارزهای رمزنگاری شده ، مانند بیت کوین ، در مجموعه تخصیص دارایی اکثر موسسات سرمایه گذاری جهانی قرار نگرفته اند ، ممکن است مدت زمان بیشتری طول بکشد تا نرخ کاهش اثر بگذارد. بنابراین ، بازار رمزنگاری ، به ویژه قیمت بیت کوین ، در کوتاه مدت تحت تأثیر سیاست سست پولی بانک فدرال قرار نمی گیرد ، اما ممکن است انتظار داشته باشیم که در میان مدت و بلند مدت اتفاق بیفتد.

قطع کننده مدار برای بازار رمزنگاری غیرممکن است

از سوی دیگر ، بازار سهام ایالات متحده در میان شوک اخیر بازار چهار بار قطع کننده های مدار را قطع کرد. این بحث در میان جامعه رمزنگاری در مورد امکان راه اندازی سیستم قطع کننده مدار (محدود کردن معاملات) برای مبادلات رمزنگاری ، بحث ها را برانگیخته است..

قطع کننده مدار مکانیسم محافظتی است که می تواند منافع سرمایه گذاران کوچک و متوسط ​​را حفظ کند و از متحمل شدن ضررهای چشمگیر به آنها جلوگیری کند. با این حال ، وقتی صحبت از بازار ارزهای رمزپایه می شود ، سخت است که در جای خود قرار بگیریم. در اینجا نگاهی به چرایی آن می اندازیم.

اول ، نوسانات در بازار رمزنگاری زیاد است. تعیین آستانه قطع کننده های مدار کار دشواری است. با نگاهی به بازارهای سنتی ، سیستم قطع کننده مدار در طول سالها چندین بار تغییر کرده است به این امید که راه اندازی نشود. زیرا وقتی این کار انجام شود ، نه تنها معاملات را متوقف می کند ، بلکه به طور حتم بازار را مختل می کند. در بازار سهام ایالات متحده ، اگر S باشد ، قطع کننده مدار وارد مدار می شود&شاخص P 500 به ترتیب 7٪ ، 13٪ یا 20٪ کاهش دارد. در دو دهه گذشته ، قطع کننده مدار به دنبال دو بار افت 7 درصدی ، دو بار فعال شد. بیایید نگاهی به بازار ارزهای رمزنگاری بیندازیم. طبق داده های سال 2019 ، میانگین تغییرات روزانه قیمت بیت کوین 12٪ است ، این بدان معناست که اگر ما یک قطع کننده مدار را روی 7٪ تنظیم کنیم ، بازار تجارت بیت کوین می تواند چندین محدودیت را تجربه کند ، که این امر به کل بازار رمزنگاری آسیب می زند..

علاوه بر این ، بازار ارزهای رمزپایه 24/7 فعال است و ارزهای رمزنگاری شده در بسیاری از صرافی ها معامله می شوند. تصور کنید اگر یک پلت فرم معاملاتی یک قطع کننده مدار را اجرا کرده و آن را قطع کند ، اختلاف قیمت دارایی رمزنگاری در صرافی ها وجود دارد و سرمایه گذاران را به سمت داوری سوق می دهد. در نهایت ، قطع کننده مدار در هدف خود خراب می شود.

به عنوان مثال ، Exchange A قطع کننده مدار را برای بیت کوین اجرا کرده است. یک روز ، قیمت بیت کوین به شدت سقوط می کند. Exchange A باعث قطع شدن مدار می شود و قیمت بیت کوین آن در حدود 9000 دلار باقی می ماند. در همین زمان ، قیمت بازار بیت کوین در سایر صرافی ها به 8000 دلار کاهش یافته است. در آنجا ، این شکاف فرصت های داوری را برای معامله گران ایجاد می کند. هنگامی که بورس A پس از توقف معاملات خود را از سر گرفت ، قیمت بیت کوین در سیستم عامل آن به طور اجتناب ناپذیری به 8000 دلار برای اثر آربیتراژ کاهش می یابد. از این حالت می توان فهمید که قطع کننده مدار برای بازار باز رمزنگاری به هیچ وجه مثر نیست.

اگر همه مبادلات یا مبادلات عمده در صنعت برای اجرای یک سیستم قطع کننده مدار یکنواخت به توافق برسند چه؟ آیا این کار می کند?

پاسخ منفی است زیرا چنین اتحادی در واقع یک کارتل است (سازمان کشورهای صادرکننده نفت ، معروف به اوپک ، نمونه ای از یک کارتل است) ، که ماهیت آن ناپایدار است زیرا اعضای آن تمایل به انگیزه فریبنده دارند. چنین وضعیتی معضل زندانی است. این بدان معناست که وقتی یک قطع کننده مدار فعال می شود ، اگر برخی از مبادلات در این اتحادیه به صورت مخفیانه تجارت کنند ، از نظر سهم بازار و درآمد منافع قابل توجهی برای آنها به همراه خواهد داشت ، که باعث تشویق سایر اعضا به این روش خواهد شد. سپس ، تعادل نش شکل می گیرد – مبادلات تجاری در زیر جدول انجام می شوند یا سیستم قطع کننده مدار را به طور کامل رها می کنند. در نهایت ، سیستم فلج خواهد شد. سقوط نفت اخیر نیز نمونه ای از معضلات زندانیان است – عربستان سعودی خواستار کاهش تولید نفت از روسیه شد ، اما این کشور از سهم بازار و درآمد خود امتناع کرد. شکست مذاکرات منجر به افزایش عرضه نفت عربستان سعودی شد که این امر قیمت های نفت خام را حتی به آب ارزان قیمت بطری نیز متلاشی کرد. اگر در وهله اول هر دو طرف توافق نامه کاهش تولید را رعایت کنند ، اکنون شرایط متفاوت خواهد بود.

سیاست های پولی در حال شکست هستند

در واقع ، ما فقط نباید روی بی ثباتی ارزهای رمزپایه تمرکز کنیم ، بلکه باید در مورد آینده اقتصاد رمزنگاری پس از کاهش فدرال رزرو نیز فكر كنیم. قابل توجه است که سیاست تهاجمی QE فدرال رزرو نه تنها در احیای بازار مالی سنتی شکست خورد ، بلکه منجر به یک افت شدید شد.

هیچ رازی نیست که به اصطلاح سیاست تخفیف کمی همان چاپ پول است. با افزایش عرضه پول برای اجرای QE ، در واقع فدرال رزرو از دنیا جمع آوری می کند تا فشار بازپرداخت بدهی آمریکا را به دلیل استهلاک پایدار دلار کاهش دهد. بنابراین ، برخی از کشورها معتقدند که این اقدامی مضر برای منافع آنها است. همچنین ، تأثیر این رویکرد اختیاری تردید است. میلتون فریدمن ، اقتصاددان برنده جایزه نوبل آمریکایی ، خاطرنشان کرد که از آنجا که سیاست اختیاری در بازار ارز دارای تأخیر است ، تحریک بیش از حد یا انقباض بیش از حد می تواند تأثیرات نامطلوبی بر فعالیت های اقتصادی داشته باشد.

به همین دلیل ، فریدمن “قوانین واحدی” را پیشنهاد کرد که پیشنهاد می کند فدرال رزرو باید یک سیاست پولی بر اساس رشد اقتصادی مورد انتظار ایالات متحده انجام دهد تا اطمینان حاصل شود که نرخ رشد در عرضه دلار با رشد اقتصادی کشور همگام است. علاوه بر این ، دولت نباید هیچ نوع مداخله ارزی را انجام دهد و نگرشی آشکار نسبت به دست نامرئی بازار برای حفظ تعادل اقتصادی داشته باشد. پس از آن ، برخی از اقتصاددانان ، مانند رابرت موندل ، تئوری بیشتری را ارائه دادند تا پیشنهاد تغییر جهت سیاست پولی بانک فدرال از "منبع مالی" به "تورم".

در دهه 1970 وقتی اقتصاد ایالات متحده با تورم تورم روبرو شد و سیاست های کینزی ناکام ماند ، رئیس وقت فدرال رزرو ، پل ولکر ، یک سری سیاست های پولی را بر اساس اصل قوانین واحد اجرا کرد ، که با موفقیت ایالات متحده را از رکود تورمی نجات داد و وضعیت دلار را به عنوان جهان تقویت کرد. ارز پیشرو وی همچنین به عنوان بزرگترین رئیس فدرال رزرو شناخته می شد.

با این حال ، پس از آنکه آلن گرینسپن به عنوان رئیس فدرال رزرو درآمد ، سیستم قوانین واحد فقط به نام وجود داشت. از آن زمان ، بانک فدرال نرخ ها را پایین نگه داشت و پول زیادی را آزاد کرد تا رشد در بازارهای املاک و مستغلات را به همراه داشته باشد ، که به طور غیر مستقیم منجر به بحران وام های رهنی در سال 2008 شد. علاوه بر این ، سیاست پولی فدرال رزرو اغلب تحت تداخل سیاسی است که برای سیاستمداران تهیه می شود . به عنوان مثال ، پس از روی کار آمدن ترامپ در سال 2017 ، او همیشه رونق بازار سهام را به عنوان یکی از دستاوردهای خود قلمداد کرده و از فدرال رزرو آمریکا برای کاهش نرخ بهره می خواهد. سایه ای بر استقلال سیاست های پولی بانک فدرال ایجاد می کند.

بیت کوین اشاره خوبی به اقتصاد دنیای واقعی است

چگونه می توان از سیاست های پولی کشور برای حفظ تداوم بین دولت ها و بدون دخالت احزاب سیاسی اطمینان حاصل کرد؟ فکر می کنم بیت کوین مثال خوبی برای ما می زند. اگرچه من مخالفم که حد عرضه رمزگذار در بیت کوین باید در سیستم پولی مدرن اعمال شود زیرا باعث تورم و رکود اقتصادی می شود ، اما مفهوم "کد قانون است" برای ما یک مرجع ارزشمند است. بانک های مرکزی می توانند ارزهای دیجیتالی خود را برای جلوگیری از مداخله سیاستمداران و سو abuse استفاده از سیاست های پولی ایجاد کنند. اگر اصل قوانین واحد در سیستم صدور ارز دیجیتال پذیرفته شود ، این می تواند از کاهش ارزش پول اعتباری جلوگیری کند و رشد اقتصادی عادی را حفظ کند.

فناوری بلاکچین و ارزهای رمزپایه در فرض فوق نقش حیاتی خواهند داشت. البته این فقط آرزوی من تاکنون است. برای دستیابی به موفقیت فناوری بلاکچین و ارزهای رمزپایه راه طولانی در پیش است. همه احزاب در انجمن بلاکچین و رمزنگاری باید برای تحقق این رویا با هم همکاری کنند.

OKEx را روشن کنید:

https://twitter.com/OKEx

https://www.facebook.com/okexofficial/

https://www.linkedin.com/company/okex/

https://t.me/OKExOfficial_English

https://www.reddit.com/r/OKEx/

https://www.instagram.com/okex_exchange

Steemit: https://steemit.com/@okex-official

Mike Owergreen Administrator
Sorry! The Author has not filled his profile.
follow me
Like this post? Please share to your friends:
Adblock
detector
map